متن زیر ماحصل گذراندن دورهی دیگر دوستی مؤثر دانشگاه پرینستون در سایت کورساِرا و خواندن کتاب «دیگردوستی مؤثر» است که توسط مدرس همین دوره نوشته شده. لازم به ذکر است که یادداشت بسیار خوب جناب مصطفی ملکیان در مقدمه کتاب، که توضیح مختصر فلسفهی دیگردوستی مؤثر است، من را به خواندن این کتاب بیشتر ترغیب کرد. این …
نویسنده: معين
مینیمالیسم دیجیتال: در باب بهبود زندگی دیجیتال
اگر بیشتر از دو ساعت در روز با گوشی خود کار میکنید، کتاب «مینیمالیسم دیجیتال» را بخوانید. اگر حوصلهی خواندنش را ندارید توصیه میکنم لااقل این پست را تا انتها دنبال کنید. آقای نیوپورت در ابتدای این کتاب میگوید مشکل ما با گوشیهای هوشمند از جایی شروع شد که سازندگانشان به این نتیجه رسیدند که …
فلورانس در واقعیت مجازی
هفتهی اولی بود که در شرکت جدید مشغول به کار شده بودم. گفته بودند در وقتهای آزادت میتوانی در کنار برنامه نویسی برای هدست واقعیت مجازی، از آن برای سرگرمی هم استفاده کنی. روزهای اول بود و من هنوز به صبحِ زود بیدار شدن عادت نداشتم. جدا از آن، هوای اواسط آذر ابریتر از همیشه …
اندر مصائب جوانی
قدم میزدیم و هوا کاملن مطبوع و متعادل بود. از آن عصرهایی که هوا نه سرد است و نه گرم. راه میرفتیم که میانهی راه یکهو ایستاد. پرسیدم: «چیزی شده؟» گفت: «نه، خوبم، فقط یک لحظه صبر کن.» خون دوید زیر پوست صورتش و دستانش شروع کردند به لرزیدن. گفتم: «بیا یک لحظه بشین کنار …
زیادش خوبه
دو سال و نیم پیش در بلوار هاشمیهی مشهد بودم. شب جمعه بود و خیابان غلغله. هاشمیه همان اندرزگوی مشهدی هاست. حال و حوصله نداشتم و فقط صدای علیرضا قربانی ترافیک را قابل تحمل کرده بود. یک ماشین شاسیبلند آمد بغل ماشین من. چندتا دختر و پسر ۱۹-۲۰ ساله داخل ماشین بودند. صدای بلند بهزاد …
از برنامهنویسی تا شعر
من تقریباً نصف روز را با این صفحه مواجهام. کدنویسی میکنم و با کامپیوترها در تعاملم. با آنها حرف میزنم تا راضی شوند کارهایی که میخواهم را برایم انجام دهند. بدون چون و چرا و ادا و اطوار. اگرچه گاهی متقاعد کردنشان سخت است و تا مرز مشت زدن به صفحهی مانیتور پیش میروم، اما …
زندگی برای کار، کار برای زندگی
داشتم نهار میخوردم که او هم غذایش را گذاشت توی مایکروفر و آمد خودش را رها کرد روی کاناپهی روبهروی من. یک نگاهی به گوشیاش انداخت و گفت: لعنتی، هنوز چهارشنبه است. عینکش را برداشت و یک دستی کشید روی سر و صورتش. حال و حوصله نداشت و چشمانتظار آخر هفته بود. برَدلی کوپِر هم …
در باب احیا و مرمت زندگی
خانم کِی آلمانی بود. در کلاس زبان اسپانیایی با او آشنا شدم. یک روز که ماشین نداشت بعد کلاس به او گفتم بیا من برسانمت. هم یکم اسپانیایی تمرین کنیم هم یک دوری بزنیم. آمد نشست توی ماشین و همان اول کار، یک جاسیگاری فلزی که رویش طرح یک ماندالا داشت را از کیفش درآورد. …
یک سوزن به خودتان بزنید، یک جوالدوز به اینستاگرام
تا به حال دقت کردهاید که چرا در اینستاگرام تنها کاربرانی با بیش از ۱۰ هزار دنبالکننده اجازهی بهاشتراکگذاری لینک را دارند؟پاسخ به این سوال ساده است. غالب کابران این شبکهی اجتماعی زیر ۱۰ هزار نفر دنبال کننده دارند و اینستاگرام میخواهد که شما آنجا را ترک نکنید و به سایت یا شبکهی اجتماعی دیگری …